Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::LoversAreStrangers:: ژوئیه 30, 2012

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:07 ق.ظ.

من طلب دارم. از خیلی ها. الان که فکر میکنم اقلکم دو سه موردِ مجاز برای طلب داشتن به ذهنم میرسد.
از اولین نفر اگر بخاهم بگویم، هنوز هم بعد از دو سال و نیم گریه م میگیرد. من از آن جاکش طلب دارم. باید از من کتک میخورد. باید تحقیر میشد. من پاکیِ ذهنم را از اون طلب دارم. بعد از آن هرگز نشد مثل بقیه ی آدمها به این چیز ها فکر کنم. مسموم شدم. اما سکوت کردم. یعنی بلد نبودم چکار بکنم که که تلافیِ یکباره ریختنِ آن همه قبح در بیاید.
باید سخت میگرفتم.
نفر دومی هم در کار است. من از این دومی همه ی جوانی و احساساتم را طلب دارم. همه ش را تا تهِ ته خرج کردم. چنته ی پری نداشته م هرگز در این چیزها. احساساتم محدود نیست اما ابراز آن و خرج کردنش برای من هلاک کننده است. کردم. هلاک هم شدم. اشکالی ندارد این طبیعت دنیاست اما هر آن چیزی را پس گرفتم که اصلن حقم نبود. حقِ من کمی دل و جرات بود. کمی ثبات بود. یک ریزه اعتماد.
از این آخری که میخاهم بگویم صداقت و درستکاریم را طالبم. خیلی اش را برایش دادم. حتا یک ریزه هم پس نگرفتم. من جَلَب نبوده ام هرگز، که بخاهم جَلَب جواب بگیرم. ( این «جلب» از کجای من در اومد یهو) در حق کسی زرنگی و دندان گردی نکردم توی هیچ موضوعی که بخاهم زرنگی ببینم. این همه صداقفت نباید این طور چند ماهه در حق این گه خرج میشد.
بی حسی و بی تفاوتی دستآورد این همه طلبکار بودنم است که یقه م را چند وقتیست گرفته.

Advertisements
 

3 Responses to “::LoversAreStrangers::”

  1. هیپو Says:

    حرف که از صداقت شد
    ناگهان
    صدا
    قطع شد

    :(

  2. meykade66 Says:

    سلام . مدت ها بود به بلاگت سر نزده بودم . این تکسن هم زیبا بود چون حرف دل بود حرف دلی که چند وقتی یه بار بعد از یه تجربه نسبتا تکراری میاد سر دل آدم .خواستم مثل اکثر وبلاگایی که سر می زنم اینجا هم لینک پراکنی کنم با عرض شرمندگی اما وقتی سمت چپ رو دیدم (آوریل 2008) خجالت کشیدم .

  3. هانیکو Says:

    این رو خوندم و یه جوری شدم … یهو انگار یادم افتاده باشه که آره ها منم یه مدته بی تفاوت فقط سیگار روشن میکنم …. یاد طلب هام افتادم …. که از مادرم ظرافت زنونگی ام رو طلبکارم و از یکی اعتمادی که نداشتم و خواست داشته باشم و بعد با وقاحت رید توش…. یا از آن یکی بد بخت که … زیاد شده یه کم … اما فقط به دو نفر بدهکارم .به یکی باید بدهم . به اون یکی هم مردونگی ام رو بدهکارم …. خودش مردم کرد آخه …. اما ندید که چه مردونه کوه شدم…خلاصه که مثل شما بی تفاوتی و بی حسی بیخ گلو نشسته


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s