Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::مث مرد:: مارس 8, 2011

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 3:21 ب.ظ.

يه شب پشت پنجره ي باروني
تو خونه ي خود من
از يه طبقه ي بلند، خيلي بلند
شهر شولوغو نگاه كنم
داغيِ مستي رو شيشه بخار كنه
نورا با قطره هاي رو شيشه كوچيك بزرگ شن
و موسيقي
بعد اون موقع ميتونم بگم تنهايي درد هم داشته باشه به هيچجام، اما ميچسبه.
نه اين مسخره بازي هاي الان كه تنهايي نيس

Advertisements
 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s