Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::لتس گرو اولد:: مارس 25, 2011

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:59 ب.ظ.

من نميدونم.

اين سرنوشتم شومه؟ شوره؟ شوخه؟ چيه؟

چطوري ميشه پرش داد بشينه دو شونه ي يكي ديگه؟

بقران بسه. هر كي در حد توانش. نه بيشتر كه

Advertisements
 

::مث مرد:: مارس 8, 2011

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 3:21 ب.ظ.

يه شب پشت پنجره ي باروني
تو خونه ي خود من
از يه طبقه ي بلند، خيلي بلند
شهر شولوغو نگاه كنم
داغيِ مستي رو شيشه بخار كنه
نورا با قطره هاي رو شيشه كوچيك بزرگ شن
و موسيقي
بعد اون موقع ميتونم بگم تنهايي درد هم داشته باشه به هيچجام، اما ميچسبه.
نه اين مسخره بازي هاي الان كه تنهايي نيس