Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::ItHurts:: ژانویه 24, 2011

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 4:24 ب.ظ.

کدئین ها سوار بر استامینوفن های سفید و عضلانی وارد میشوند.

خستگی حس شدنی است. مایعیست لزج که از توی مغزم میجوشد، از نخاع خارج میشود و همه ی پشتم را میگیرد. انگار از داخل از کمر قطع می شوم. کمر خودش را به ماهیچه های بغل میکوبد. انگار میخاهد بیرون  بیاید. شما خودتان، مگر تا حالا یک استخوان کمر خالی خالی دیده اید که توی خیابان راه برود؟ این احمق نمیفهمد این بیرون هیچ خبری نیست. و این فقط اول ماجراست.

آن تو همه با هم دعوایشان شده، هیچ کدامشان هم سر ماندن ندارند.همه میخاهند بروند پی زندگی خودشان؛ یا مردگی خودشان _یا تجزیه ی خودشان؟_ به هر حال هیچ قدرتی پیدا نمیشود که این بین پادرمیانی کند، قولی وعده ای بگیرد از معده ای، روده ای، استخوانی برای ماندن. همه وحشی شده اند.

همین سر انگشتهایم. دعوایشان شده با ماهیچه پایینی ها، پایینی ها هم لج کردند، گفتند انقدر بهتان خون نمیدهیم تا بمیرید.  از سرما بمیرید. میدانید، بد وقتی ست. طوری شده سر انگشت به سر انگشت رحم نمیکند، سلول سلول را میخورد،بافت بافت را میکشد. خون رگ را پاره میکند.مثانه ماهیچه را میدَرَد.

رحم. این رحم اما. مادری میکند. دائم میگوید بچه ها آرام باشید، طوری نشده و این ها. اما صدایش توی داد های روده گم میشود. معرکه گرفته. میگوید من از همه خراب ترم،تا وقتی من خراب باشم نمیذارم خون خوش از گلوی کسی پایین بره. معده هم از آن بالا شستش را نشانش میدهد، بعد هم کتکش را میخورد.

قلبم با ماهیچه های بغلی فوتبال بازی میکند. از آن ور مغزم خابش بره. حداقل اگر او بلند میشد سری صدایی میکرد بقیه انقدر خودسر نمیشدند. فقط پوستم این وسط معقول رفتار میکند. مرام کرگدنی گذاشته اگر نه همه شان تا حالا در رفته بودند.

خستگی مثل نیروی نفوذی وارد شده و از مغزم به پایین جاری میشود.

اعضا پاره شده اند. کدئین ها سلاخی شدند و خستگی. فقط خستگی حکمرانی میکند.

Advertisements
 

6 Responses to “::ItHurts::”

  1. خاموش Says:


    تنها و تنها خستگی است! حاکم روح و روان و جان من!

  2. کالیوپ Says:

    حس عجیبیه بیای ببینی هنوز برای یه نفر آشنای قدیمی هنوز زنده ای و تو لیست وبلاگاش هستی در حالیکه خودت خیلی وقته مردی …. تو گودر پیدات کردم بغض کردم … تو چه بزرگ شدی و من چه محو …

  3. ویرگول Says:

    والا ما هم زیاد خسته میشیم زیاد اما این جوری نشدیم هیچ وقت… اینا که تو گفتی یک اسم دیگه داره..
    والا ما قبلا بهش میگفتیم
    انفجار در حد انتحار!! انتحار در حد انفجار؟؟… یک هم چین چیزاییی.
    پاشو بورو یکم برقص خوب میشی..

    • Melpomene. Says:

      این پاشو برو یکم برقص خوب میشی مث روز اول کانمو میسوزونه ینی.
      انتحار در حد انفجار درستش بود. اسم گروهم یادت میره دیگه آخه؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s