Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::دوستمرادوستمیدارم:: اکتبر 28, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:32 ب.ظ.

دفتر گوره خری ام را باز میکنم برایش میخانم:

هر مرد، فصل خودش را دارد… نه، هر فصل مرد خودش را دارد.

میبندم.

می فهمد چه خوانده ام. اصلا زاده شده که همیشه بفهمد.

 

 

::NeverKnow:: اکتبر 23, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 8:38 ب.ظ.

غربت خیلی خیلی غریبی دارم که در چشم هایم لانه نکرده.

برای همین کسی نمیفهمد.

 

::SmellsLikeTrees:: اکتبر 22, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 4:41 ب.ظ.

اصغر بوی گه هم بدهد، بدهد.

بهتر است از اینکه بوی ادکلنش با تنش قاطی شود و همیشه، همیشه ِ خدا خاب و خوراک را بگیرد از ما.

نکنید.

اه.

 

:::: اکتبر 19, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 12:58 ق.ظ.

با این نخ هایی که به هم دادیم، یه ریلِیشن شیپ ِ پشمی  رنگی نبافیم برای زمستونمون ؟

 

::آویزان از تخیلات:: اکتبر 12, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 10:56 ب.ظ.

قبلن ها فکر میکردم دنیای «میرا » دروغه دنیای «ژه» راست تره.

الان ایمان دارم «ژه» فانتزی ای بیش نیست و واقعیت «میرا»ست.

 

::آنطورنباشدکه:: اکتبر 9, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 12:34 ب.ظ.

توی هر خونوداده ای یه چیزی باید باشه به نام «آرامش روانی». بعضی جاها خودش هس، بعضی جاها سعی میکنن باشه.

تو هر خانواده یکی یا چن نفر یا همه  واسه بودن این «آرامش روانی» تلاش میکنن به هر حال.

اما کی گفته همه ی این تلاش و تو خانواده ما ، فرزند کوچیکتر باید بکنه؟  و کی گفته که من قاضی ِ این خانواده ام  و  هررررر کسی حق داره واسه پیدا کردن مقصر از من کمک بگیره؟ کی گفته من انقد قوی ام که کنار بیام؟

کی گفته من شب ها راحت و بدون گریه میخابم مثلا؟

 

::SafeHobbies:: اکتبر 6, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 1:14 ق.ظ.

آقایان محترم،
متاسفانه شما از این لذت محروم هستین که اسم فامیل آدم های محبوبتون رو ردیف کنین،

و بررسی کنین ببینین اسم کوچیکتون به کدوم بیشتر میاد.

سرگرمی ِ فرح بخشیه به هر حال. مثل فال ورق.