Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::WorkersHaveFeelings:: سپتامبر 19, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 9:49 ب.ظ.

شب اول گفتیم با هم بمونیم که کار کنیم دیگه سفارشای این هفته رو جم کنیم، کتاب ترانه ایرانی آوردیم و خوندیم و ضبط کردیم و خندیدیم و از خنده گریه کردیم ساعت شد دو گفتیم خب حالا کار کنیم.
شب بعد گفتیم یه شب تفریح مانند دور هم باشیم بخندیم همینطو. شب که شد موقع چمدون جم کردنش از عذاب وجدان که داره خونواده رو تنها میذاره گریه ش گرفت و مام یاد خانواده افتیدیم گریمون گرفت و کل شب هرکدوم غریب افتیدیم یه گوشه.
برنامه ریزیمون همینطوری میشه همیشه.

Advertisements
 

One Response to “::WorkersHaveFeelings::”

  1. شهاب Says:

    من همیشه فک می کردم برنامه های خودم اینطوری ت…ی از آب در میاد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s