Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::ان است این خارجه.نروید:: سپتامبر 5, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 6:00 ب.ظ.

مادر بزرگ ما مامان قناری است. مامان قناری یک پیرزن نود ساله است. آدمیزاد است، پیر میشود، ما خودمان میدانیم.

با بینایی و شنوایی ِ نداشته اش روزها پای وی اُ ای و بی بی سی مینشیند و اخبار را هرجور که میبیند و میشنود دنبال میکند. دنبال میکند در آمریکا چه میگذرد، که مهم است چون چهار تا جگر گوشه دارد ینگه دنیا. جگر گوشه ی اولی گل سر سبد است با رکورد سی سال دوری از وطن تا قبل از سال هفتاد و چهار.مهم ترین رکوردش اما زنگ نزدن های طولانی است و اما مهم تر از آن بی تفاوتی طولانی به پیغام ها.

یه چند تا جگر گوشه میماند که گل سر سبد نیستند، رکوردشان هم کمتر است اما مهم ترین کاری که میکنند این است که وقتی مامان قناری بهشان زنگ میزند یا پیغام میگذارد، به جواب زنگ میزنند بعد از یک هفته.

آقای «گل» همیشه همین را میگوید «می آییم.» اما ناگهان مهلت پاسپورتش تمام میشود، پسر بزرگش بی سربازی میماند، دخترش دانشگاه قبول میشود، شناسنامه اش از اینجا لازمش میشود، کار همسرش پیچیده میشود، پسرش زن میگیرد، عروسش بچه میآورد، یکی می آورد. دو تا می آورد. خلاصه.

دلخوشی غریب چیزیست. حدس جدید مامان قناری این است که گل پسرش نمی آید چون ممکن است اگر بیاید او را بگیرند این پدرسگ ها! چه میدانم  جوان بوده چکار کرده، این ها حالیشان نیست و این حرف ها.

اما میگویم که، دلخوشی غریب چیزیست. مامان قناری هنوز هم به دنبال تعمیر قرنیز های خانه است که عروسش بیاید سالم باشند. دنبال قابلمه های استیل است که پسرش گفته تفلون سرطان میآورد، بیایند ایران سرطان نگیرند. دنبال رویه ی جدید مبل است که تمیز باشد، دنبال مبل تختخواب شو میگردد، که اگر بیایند پس کجا بخوابند و این ها.

و هنوز دلخوش میماند. پای تلویزیون منتظر مینشیند که خبر از آن ور دنیا خوش بیاید که ما با مملکت شما خوبیم. که شاید وقتی پسرش آمد، او را نگیرند.

اما نمی آیند. نه او، هیچ کدامشان نمی آیند. دیگر مادری که باید بار آخر به دیدنش رفت ، دیدن ندارد.اصلن مادر از کار افتاده، سر زدن ندارد.لابد ندارد.

Advertisements
 

2 Responses to “::ان است این خارجه.نروید::”

  1. خيلي خوشم اومد از اين جا.
    از مادربزرگتم.

  2. Leo Says:

    قرار بود اسم عوض شه ، قالب عوض شد…

    همیشه که اینها رو می شنوم با خودم می گم که کاش من اینجوری نشم ، نمی دونم اونهایی هم که اینطوری شدن اینو گفتن و اینطوری شدن یا نه.
    به هر حال کاش اینطوری نشم…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s