Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::ThingsYouShouldKnowBeforeYouDie:: سپتامبر 29, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:45 ب.ظ.

آیا میدانستید واقعیت ها برای بالا آوردن بر صورت من خلق نشده اند؟

Advertisements
 

::FeelByAnathema:: سپتامبر 25, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:02 ب.ظ.

این که آدم پوست کلفت باشد یعنی این نیست که نیش ِ حرف ها در پوستش فرو نمی رود و زهرش را در قلب نمیریزد.

یعنی که آدم عادت داشته باشد که پوستش از فرط خشم یا غم نترکد.

فرق است.

 

::تایتل آننون:: سپتامبر 24, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 10:46 ق.ظ.

از اینکه تحت تاثیر کسی باشم رنج میبرم ،
اما تحت تاثیر چیزی بودن روش زندگیمه.

 

::بو کن؟… به به:: سپتامبر 21, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:23 ق.ظ.

از این آدم های گهِ تاثیر پذیری هستم که اگر چاهار نفر بگن فلان چیز فلان، حتی اگر به چشم هم دیده باشم که «فلان چیز نه فلان» ، بازم  با خودم میگم که خب حالا بلکه ام واقعا فلان…

اما پاییز؟ نه اصلن اصرار نکنین. پاییز هر گز فلان نیست. اسمش را بد در دادن. دقت کنید.

یک سری آدم مغموم هستن که اصلن از غم خوششان می یاد و همه ش دنبال اینن که شرایط پا بده اینا بشینن غصه بخورن. همین ها ریده اند به روح پاییز. و چون خب پاییز بارون داره، ابر داره، تاریکی داره، دیگه یاد یار و اون وقت ها و اینا، پس پاییز فصل غمه. همین ها! اصلن همین ها اومدن شعر نوشتن داستان سرایی و اینا که «مرگ برگ در پاییز وسلطان غم خزان» و فُلان. زر.

خیر. نیس. هر تیره گی ای منحوس نیس، هر خیسی ای گریه نیس هر ابری دلگیر نیس. و از همه واجب تر: هر دلگیری ای بد نیس.

می دونی میخام بگم چی… ینی که پاییز فاکتورای ناله و غصه رو داره، دلایل لازم و داره اما کافی نیس. همونقَدَر که باهارم نم بارون و سوسن و سبزه و سنبل داره ، اصن همه چیزای خوبو داره ، اما یه وختا بغضش بیخ گولو آدمو میگیره.  تو سیاهی فروردین که کوه هم میرسه به کوه اما یار به یار نمیرسه.

فصل خوبیه. پاییزو میگم. خیسی ِ زمینش ینی آقا خاک زنده س . اون حجم عظیم ابر تو آسمون که خورشیدم گاهی پشتش اومده سیلور لاین ساخته میگه که آسمونم مثل همه پنجره ها پرده داره. شما خودت فک کن پنجره اتاقت پرده نداشته باشه ، یا مثلا چشمات پلک نداشتن. نمیشه واقعا.

اصلن شما خودتو بذار جای کفشای خسته ت. دوس داری زیرت یه مش برگ خیس ِ نرم باشه یا آسفالت که بسابه داغون کنه؟

پاییز غربت داره قبول دارم، که اونم لازمه. همه چیز پریود داره. نداره؟ همین ماها خودمون… پریود نمیشیم؟ مغزمون چی؟ پریود نمیشه بعضی وختا؟ بده پریود؟ نه! مفیده . لازمه. اصلن واسه ذهن های یبس گاهی توصیه هم شده. خب! سال هم پریود میشه. حالا تخصیر پاییزه که پریود ِسال افتاده تو این سه ماه؟

میخام بگم ینی پاییز و خراب کرده ن. پاییز غمگین نیس. احساساتیه . دست خودشم نیست.

 

::WorkersHaveFeelings:: سپتامبر 19, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 9:49 ب.ظ.

شب اول گفتیم با هم بمونیم که کار کنیم دیگه سفارشای این هفته رو جم کنیم، کتاب ترانه ایرانی آوردیم و خوندیم و ضبط کردیم و خندیدیم و از خنده گریه کردیم ساعت شد دو گفتیم خب حالا کار کنیم.
شب بعد گفتیم یه شب تفریح مانند دور هم باشیم بخندیم همینطو. شب که شد موقع چمدون جم کردنش از عذاب وجدان که داره خونواده رو تنها میذاره گریه ش گرفت و مام یاد خانواده افتیدیم گریمون گرفت و کل شب هرکدوم غریب افتیدیم یه گوشه.
برنامه ریزیمون همینطوری میشه همیشه.

 

::پانکچوآل:: سپتامبر 13, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:37 ق.ظ.

در مواقع حسرت به چنین روشی خودمان را دلداری میدهیم .
که مثلا شخص ِ حسرت زده که چندین وقت است به دنبال چیزی ( یا کسی مثلا) هست و آن را ندارد، میپرسد: «ینی من لیاقت فُلان چیز را ندارم؟»
دو نفر دیگر این طور برخورد می کنند که «چرا!» یا «نه پس!» یا » معلومه که داری عزیز من!»
و اگر شخص زیادی خودش را باخته باشد که بگوید «حتما ندارم دیگه…»،
اعضا در می آیند که «زر میزنه بابا»
و همه با هم به کار ادامه میدهیم.

 

سپتامبر 10, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 3:13 ب.ظ.

من دلم میسوزه.

زنده ان،

هدف دارن،

دسته جمعی زندگی میکنن،

اونوخ کرور کرور کشته میشن.

اسپرمای نگون بخت.