Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

:: :: اوت 17, 2010

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 10:05 ب.ظ.

توضیح دادنش سخت نیست.

با پیشنهاد من شروع میشود که : برویم یک چیزی بخوریم،اختلاطی کنیم.

خیلی طبیعی .

بعد که رفتیم ، برایت از خاطره های نداشته ام بگویم، از دلم، که نسوخته. و از قلبم که اصلن نمی تپد؛ که نشان» سکینه» است؛ که من سکینه نمیخاهم. بعد بگویم که تلاطم میخاهم:خاطراتم را شریک باشیم؟ دلم را میشود بسوزانی؟ دلیل موجهی برای تپشم میشوی؟

فقط اگر آنقدری زن بودم که میگفتم، ملالی نمیماند جز نه گفتنت.

که باز هم خیلی طبیعی.

حداقل این که  دلم سوخته بود،  قلبم تپیده بود،  و آن «چیز خوردن» مان تمام خاطره ام با تو میشد.

Advertisements
 

One Response to “:: ::”


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s