Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::RemnentsOfSilentLaughterz:: اکتبر 1, 2009

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 1:37 ق.ظ.

دیوار بلند خاطره ها صااااف صاف.
هرچقدر چنگ میزنم، ناخنام به هیچ جاش گیر نمیکنه.
نمیفهمم، کجان اون لحظه های درشتی که قسم میخوردم یکنواخت نشدنین؟

Advertisements
 

3 Responses to “::RemnentsOfSilentLaughterz::”

  1. علي Says:

    عزيز من، شايد بايد با صورتت به يه جايي گير كني، شايد با دماغت… مي دوني، هيچ وقت هيچي خوبتر نمي شه. به روش هاي بد تر شدن فكر كن…

  2. caliope Says:

    صاااف شدن از بس گرفتیشون با دستات و از دیوار رفتی بالا … اونقد رفتی تا ساییده شدن و صاف شدن …

  3. Leo Says:

    همین جان ولی فقط می شه نگاشون کرد ! وارد جلد آدم نمی شن هی…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s