Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::IncrediblyUnable:: ژوئیه 27, 2009

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 2:53 ب.ظ.

دقیقا از روزی که فکر کرد همه چیز همین طور الکی نیست و هر کاری آدم خودشو میخاد، «همه چیز» و «هر کاری» بی جنبه شدند و شروع کردند به رشد کردن و بزرگ شدن ؛و خودش روز به روز کوچکتر شد. اما خب بقیه فک میکنند که «همه چیز» و «هر کاری» ِ به این بزرگی حتما فرزندان خلفیند براش.

Advertisements
 

2 Responses to “::IncrediblyUnable::”

  1. Bingala Says:

    in ghanunbarayeIran nist! inja har kari bekhay mituni!

  2. ژیلتـ Says:

    دقیقن از همون روز بود که روی بعضی از کارها که میرسید در بعضی قضایا میشاشید و با خنده میگفت: «بشاش تو قضیه بابا»
    آیکون «بوس» و حرکاتِ بیناموسی جینوس جان.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s