Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::SevenTninicher:: مارس 30, 2009

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 3:36 ب.ظ.

این آموزگار عاشق، بزرگ است.خیلی بزرگ… آنقدر که پس از مرگ روحش در هیچ کوزه سفالی دست سازش جا نشود. نه تابوت و نه پارچه های سفید با استفاده های خاص.. توی هیچ محدودیتی نمیگنجد.

هم دراز است و هم پهن.دراز مثل فکر و پهن مثل قلبش !
روحش مثل کودک شش ساله ایست که همین که از خرید شب عید به خانه رسیده لباس سرخ گلدار جدیدش را پوشیده و میچرخد و میچرخد.اما ناگهان یاد گل سرخ روی کفش های ورنی پشت شیشه می افتد و می ایستد. لب ورچیده لباسش را میکند و به خاب میرود.

بله روحش کاملا چنین است، شاد و غمگین و خسته ، همه با هم…و خاب شیرین ترین سوغات شب است برایش.

روز ها درس میدهد. درس هم میگیرد اما دانش آموز کودنیست.زندگی را همراه با درس هایش نمیفهمد و پس میزند. سر کلاس به این بزرگی آن عقب تر ها مینشیند و رویای پایان درس را میزاید  وبزرگ میکند. روزی که زنگ سیاحت و آزادی باشد. فقط سیاحت و بازی و نه زندگی و درس هایش.

روزی که برایش بگویند: او آموزگار بزرگی بود. حالا روحش شاد است.

Advertisements
 

::NewSal:: مارس 19, 2009

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 7:16 ب.ظ.

یا نوروز خیلی هول بود و زود آمد، یا ما آرام دویدیم .
این نوروز برای من که مبارک نخواهد بود، اما امیدوارم برای شما دیگران باشد.

 

::7T7:: مارس 14, 2009

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 9:06 ب.ظ.

وقتی که تنها سر میکنم… وقتی که خیلی تنها سر میکنم

به ستمگری های این روزهای سرنوشتم میخندم،

که هیچ نامه ای را به تو نخواهد رساند

و هیچ خنده ات را باد پس نخواهد آورد.

وقتی که تنها گریه میکنم… وقتی که خیلی گریه میکنم،

میدانم که این اسم توست که پوستم را خنک کرده، نه فقط اشک.

و میدانم که با یا بدون تو

هرگز لحظه ها بر نخواهند گشت و لحظه بعدی از زندگیم به بیش از معجزه ای بسته نیست.

پس زندگی میکنم. و سرنوشتم را رنگ میزنم.

گاهی از آبی فردا ها یا خاکستری خاطرات

و گاهی سرخی خوشبختی را از همین لحظه های امروز میگیرم.

 

::7enT6:: مارس 8, 2009

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 5:47 ب.ظ.

دیشب خواب دیدم شکوفه دادم. سفید بودند و هیچ بویی نداشتند.حتی چرکی هم نبودند.

به خواب های ترسناک عادت دارم، فقط شانس بیاورم این شب ها دوباره لکنت نگیرم.