Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

::FifTGiovanisseven:: اکتبر 28, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 9:21 ب.ظ.

«شما دیگه چرا؟ شما که جوونی…»

گاهی این حرف آدمو به اندازه یه فحش» ک «دار اذیت میکنه. انقدر که حس میکنی جای مارک ته کفشت رو دهن یارو خیلی خالیه.

 

::FiftySmileix:: اکتبر 19, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 10:03 ب.ظ.

چند وقتیست که برای شما نگفته ام .

اما حالا، ناگهان ، بیخودی دلم خاست تعریفتان را کنم پیش دیگران .دلم خاست یاد خنده بی قواره تان بیفتم که زود از صورتتان میافتاد بس که خشک بود…

ناگهان خاستم از بوی آشنای شما به لباس بیگانگان غمگین شوم. دلم خاست که بدود از هیجان دیدنتان.

نمیروید بیرون. انگار که آن کج جا خوش کرده باشید ؛و من که همچنام هولم!

 

::5fT5: اکتبر 15, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:06 ب.ظ.

آقا شما گوشهاتان با گوشواره شیرین تر میشنود؟
پس بگذارید برایتان آواز بخانم…

 

::FifT.Four:: اکتبر 11, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 11:23 ب.ظ.

آقا، مسخره نیست که با نبودن شما، خودم را هم توی پوستم گم کردم؟

پی نبشت: برسد خداوند به فریاد آنان ، که مفهوم را شخص میفهمند و اشخاص معمولی را به مفاهیم  بزرگ میبندند!

 

::Francesco e Gomez:: اکتبر 6, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 12:17 ق.ظ.

قبل از این دوهفته جدید، به عمرم از هیچ موجود زنده ای مراقبت نکرده بودم. کادو تولد از گلی رسیدن این کودکانم.

یک: از راس به چپ:فرانچسکو و گومز.

دو : از بالا به پایین: فرانچسکو رو گومز.

سه:گومز در حال دوستی با فرانچسکو.

چاهار:فرانچسکو گوشه آکواریوم.

پی نبشت: هوهو! بچسبم به این ضمایر متصل و منفصل اول شخص مفرد که دارن زیاد میشن این جاها!

پی نبشت هم:برای دنلود : Elegy Of The Uprooting. Vol 1. Track 18و چنانست که این زن با زن بودنش پرده از بکارت روح و جان ما بدرد با این موسیقی هایش.

ویرایش جدید: لازم نیس به روم بیارین اینقد. خودم فهمیدم که اینجام سوتی دادم  و همه فمیدن که من راست و چپم مشکل داره. : عکس اول در واقع چپ به راس.:)

 

::FiftyTwoself:: اکتبر 1, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 12:58 ق.ظ.

غم انگیز نیست که دستهایم به خودشان تعلق ندارند و مال منند؟

غم انگیز نیست که پاهایم فقط جاهایی میروند که من میخاهم؟

خودخاهم. خیلی.

گاهی دلم میخاهد همه اعضایم مثل موهایم نافرمان باشند، یا مثل مغزم پی چیز هایی بروند که من نخاهم.