Melpomene

TheFirstGodessWhoWantedToBeACafettiera!!

آوریل 29, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 8:55 ب.ظ.
Tags: ,
دلم میخواهد پولدار باشم.
خیلی خیلی.
آنقدر که برای همه مردم شهر دئودورانت بخرم.

پی نبشت: خصوصا واسه اون دسته از دوستانی که با تاکسی زیاد سفر میکنن.

 

کسی انتظار عنوان که نداره ازین پست؟ آوریل 27, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 3:02 ق.ظ.

بذارید بگم. این سانسور کردن لحظه به لحظه زندگیم و بی پرده نشون دادن همه خاطرات ، ترکیبشون با هم چنان چیز گهی در میاد که گاهی فک میکنم … هی! من زندگی کردم یا خاطره؟

من دقیقا الان کجام؟

خیلیا چاله های خاطرات زندگیشون با الکل پر نمیشه.

 

آوریل 26, 2008

Filed under: Uncategorized — Melpomene. @ 1:10 ب.ظ.

دیر که جنبیدم ،کفتره پریده بود جلد یکی دیگه شده بود بدمسب.

واسه توی خر که نفهمیدم چجوری یهو بدون شیرنی اومدی . بعد منو رو چمنا با یکعالم چوب شور و اشکای شیرین گذاشتی و رفتی.