آن اوایل اخلاقم چنان بود که سکوت های زیاد، نگاه های طولانی و عجیب و جواب های نامفهوم. که به مردم گریزی ام دامن میزد.تلاش کردم تا مثل همه معاشرت کنم! جدا تلاش کردم ! نتیجه چیز تلفیقی مزخرفی از آب درآمد که معمولا به همه چیز گند میزند. اما همچین موجودی را کودک ، موسیقی خوب، کتاب، خنده، گل ، چمن، دیگر عناصر گیاهی در طبیعت،چشم ،خواب ،ماه و ماه و ماه، بازی کردن، شکلات ، دلمه برگ، پاستیل نوشابه ای ، بغل کردن، قهوه، دویدن، نگاه گردن و نگاه کردن و نگاه کردن،نوشتن و خواندن به وجد .میآورد
.ثبات روحیاتم به ثانیه بسته است و همه چیز را عوض میکنم
.پیاده راه رفتن و چیز های تند را هم به یک اندازه دوست دارم
.آها! و زندگی کردن هم کار خوبیست
زیبا می نویسی و خوب می اندیشی ؛ دوست دارم پست هاتو بخونمو فک نکنم که آیا نظری دارم یا نه !
اما هر از چندی هم یه ندا می دم که بدونی دارم پست هاتو می خونم اما نمی دونم که آیا نظری دارم یا نه ؛)
چه دنیای کوچیک و مختصری. هی ملپی، تو موجود عجیبی هستی.
اول از همه این که دارم ندا میدم! خوبم میدم!
بعد اینکه جا داره که از بخشندگی شما تشکر جانانه بشه! با جاش! دی دو نقطه
بعد اینکه چه قالب نایس و زیبایی داره وبلاگتون! من همیشه دوست داشتم تو وردپرس بنویسم اما قالب مورد نظرم رو پیدا نمیکنم! جا داره که بگم خوشابحالتون!