::V O G::

اکتبر 3, 2009

همچی حنجره خیلی خیلی طلایی نداره( البته اگه طلایی بودنش رو مرغوب بودنش اثر داشته باشه). غم خیلی خیلی خاصیم نداره که بندازه تو گلوشو باهاش دل ملتو چنگ بزنه.
اما خب چیکار کنه… تخصیر خودش نیست. یه دل داره که واسه خوندن مییییره و دیگه بر نمیگرده.

7 نظر تا “::V O G::”

  1. ویار اینا گفت

    =))

    یعنی فک کن تو دس دوسپسرت رو گرفتی و داری با یه غم خاصی همچی از ته دل و عاشقانه می زنی زیر آواز

    نه خداییش قک کن =))

    • Melpomene. گفت

      وای میثم نمیگی حالا دوستام نه یه غریبه، ور داره بیاد اینجا کامنتتو بخونه.. اون وخ فک کنه من واقعنی بلد نیستم دست یارمو بیگیرم تو خیابونا آواز بخونم!
      تازه ! ضمیرشم که نامحسوس بود ا کجا فمیدی؟:ی

  2. ویار اینا گفت

    ذوستات که فک نمی کنن
    تصور می کنن بعد می خندن

    غریبم خب ، اول زندگی باید با واقعیتها آشنا شه بعد پا پیش بذاره

  3. Bingala گفت

    :) ey khanum ki seda dare ki gham dare va ki nemikhune??? ;) ina hame neshaneye salamatie ;)

  4. caliope گفت

    وقتی دله بره و دیگه برنگرده اگه حتا حنجره اش طلایی نقره ای برنزی هم نباشه اونوخته که دیگه غمی داره تو صداش که به دل همه میشینه …

  5. حالا تو چته غصه میخوری واقعنی؟

    یا اینکه: دِلبر من به جای دل تو سینش انگار خدا گذاشتِ سنگِ خارا… دی:

يك پاسخ برايش بگذاريد