::قُرقُر::

می 15, 2009

نیگا دو ساله تلاش میکنم دو تا چیزو بفهمم.
اول که چرا این جوری شدم.
دوم این که چجوری شدم!
تنها اطلاعات در دست اینه که جور ناجوری شدم.دختکه بینمک مثلا.یا مثلا زنی که میزید تا دیگران راضی باشند! یا حتی: کسی که همیشه ناراضیه
از خودش.
کلا بیماری پیری در ارتباط من با خودم برم فائق آمده . یکیم جوان مونده و اون یکی خانه سالمندانه.

3 نظر تا “::قُرقُر::”

  1. شهاب گفت

    قر بزن. خوبه.

  2. Bingala گفت

    khob moshkel chie? koli dst peyda mikoni

يك پاسخ برايش بگذاريد