::در پنج آه و یک شهر::

سپتامبر 28, 2008

درشهر:

هری پاتر نشون میده ،میگه گروه های شیطان پرستی.8)

پی نبشت: “من و بابام “پاییز شد.

::پنج آه::

سپتامبر 26, 2008

خاکهای خداوندت را بگیر.

برای امشب دعاهای مهمی داریم.

::FourtyBlowNine::

سپتامبر 22, 2008

آقا! انگار که بخواهید من را در بودنتان از رو ببرید.

اما شمع ها هیچ وقت عمودی فوت نمیشوند.

::FourtyEiQt::

سپتامبر 20, 2008

من وقتی میگم که عاشقش شدم راس میگم. نمیدونم چرا نمیفهمید.

پی نبشت: گاهی فک میکنم همه، پرستارای عوضی تیمارستانین که من توش بستریم.

شما بیخودی لبخند میزنین . من میفهمم که میخاید بگید من مریضم. بعضی اوقاتم میخاید داد بزنید که تو هیچ مریض نیستی بیخود ازین فکرا نکن که افکارت پیچیدس.

اما نمیفهمید که پیچیده نیس. سادس! خیلی .عادت دارین که چیز های ساده رو نفهمین.

خب ژینوس مرسی.

هم ناهارت خیلی خوب بود ، هم موسیقی.

حالا برو ببینم ظرفشوییت چطوره.

::FourtyRamadan!::

سپتامبر 15, 2008

ببین! باشه تو درس میگی که تا ماه رمضون شده سربرگ بلاگت شده قرآن و شهر رمضان و اینا. بعد تو محرم صفرم دست ابولفض خونی پشت شیشه ماشینته! نوحه ی تو پخش ماشینتم که کر میکنه ملتو… بعد میگین ما نریدیم به دین و ایمون.

::FourtyFiveThings::

سپتامبر 12, 2008

همه آدم های یک بار دیده و آهنگ های یک بار شنیده  انقدر آشنا میشوند که من میگویم سالهاست میشناسم.

گاهی هم انقدر میبافم و میبافم که نمیدانم بعضی اتفاق ها واقعا افتاده اند یا من توی مغزم انداخته امشان.برای همین در جمع ازشان صحبت که میشود خودم را به همه چیز میزنم جز فهمیدن و نظر دادن.

فقط گاهی بیش از حد به چیزها فکر میکنم.

::Fourtychair4::

سپتامبر 9, 2008

پنجره مشبک آشپزخانه را که میشناسید؟

بیایید بالاتر… کمی بیشتر… سقف را هم رد کنید و به زمین آشپزخانه مادربزرگ برسید.کنار پنجره،همان جا که صندلی چندین بار رنگ شده سیاه لهستانی هست،دقیقا کنار پرده توری جلوی پنجره که باد عاشقش شده و میخواهد با خودش ببرتش،دقیقا همان جا نشسته ام و از آجرهای سه سانتی خانه روبرو به اندازه اپرا لذت میبرم.

از باد به اندازه طوفان لذت میبرم.

جای من کنار پنجره روی صندلی سیاه و طلایی لهستانی آشپزخانه مادربزرگ است.جایی که مطمئن میشوم مقصد بعدیم میتواند دنیای دیگر باشد.

پی نبشت: 732 روز گذشته که من ملپیم. ملپم. ملپومنم. و ژه و جی و همه این حرفها.

::Fourty Tree!!::

سپتامبر 6, 2008

اگر کل شادیت سیگار وینستون لایت است با عرق سگی، چه باک از سرگیجه من؟منتظر قهوه بعدش میمانم.

::FourtyPenTwo::

سپتامبر 3, 2008

اگه بدونم نیستی راحت ترم. کلا خب دیگه فکرم مشغولت نیس.

سعی کن آفتابی نشی چون یه چن روزی هس پننایف مامانمو کش رفتم.